در احوالات این روزا
.gif)
سلام به همه ی دوستای گلم راستش خیلی وقت بود که می خواستم بیام مطلب بذارم ولی وقت نمی شد و حسابی سرم شلوغ بود بعد از جابجایی مامان نوبت ما بود و به یه خونه جدید اسباب کشی کردیم
و خلاصه بعد از کلی خستگی و کوفتگی کار رو با موفقیت به پایان رسوندیم. آقا پوریای گل هم این روزا تا تونست واسه ی خودش چرخید و بازی کرد و از موقعیت نهایت استفاده رو کرد ولی گل پسر ما که نمی ذاره خونه تمیز باشه تا اسباب بازیهاش رو جمع می کنم میره سراغشون و از اتاق خودش میریزه تا پذیرایی و اتاق خواب ما و آشپزخونه و هیچ جا رو بی نصیب نمی ذاره .gif)
.gif)
.gif)
راستی دیشب افطار خونه خاله رویا بودیم با مامانی و بابایی و خاله سعیده و حسابی بهمون خوش گذشت با دست پخت خوشمزه خاله رویا کلی ذوق کردیم و همه ی غذاها رو تا ته تهش خوردیم
پوریا هم کلی بازی کرد و می گفت خاله جون لپ تاپ بده عروسی خاله رویا ببینم کلی هم با لپ تاپ بیچاره ور رفت و یه کمی هم رقصید و آخر شب هم می گفت مامان دنیا من هابیدم تو برو هونه می هام پیش رویا بهابم بماند که موقع رفتن از همه زودتر آماده شدو رفت
عزیزم یادت باشه که عاشقانه دوستت دارم و امیدوارم زندگیت همیشه شیرین و قشنگ باشه و روزهای خوب در انتظارت


در احوالات این روزا
